دوره “افکار همه چیز است” اثر باب پراکتور و گرگ اس. رید، به این موضوع میپردازد که چگونه افکار ما میتوانند زندگی ما را شکل دهند و به ما کمک کنند تا به اهدافمان برسیم. این دوره داستانهایی از افراد موفق را به اشتراک میگذارد که با استفاده از این ایده، کسبوکارهای موفقی ایجاد کردهاند و تأثیر مثبتی بر جوامع خود گذاشتهاند.
به طور خلاصه، این دوره بر این باور است که با تغییر افکارمان و مثبت اندیشی، میتوانیم زندگی خود را به بهترین شکل ممکن تغییر دهیم و به اهدافی که در ذهن داریم، دست یابیم.
باب پراکتور (Bob Proctor) (متولد ۵ ژوئیه ۱۹۳۴) استادی اهل کانادا است که در زمینه بهبود فردی فعالیت میکند و خود را به عنوان یک فیلسوف معرفی میکند. وی بیشتر به خاطر کتاب پرفروش ثروتمند متولد میشوید (۱۹۸۴) در نیویورک تایمز و همکاری در فیلم راز (۲۰۰۶) شناخته شدهاست. باب پراکتور عقیده دارد که تصویر مثبت از خود برای دستیابی به موفقیت حیاتی است، و اغلب به قانون جذب اشاره میکند. کلیه کتابهایی که وی تألیف کرده، همچنین سمینارهایی برگزار میکند و فیلمهای به اشتراک گذاشتهاست، دربرگیرنده این موضوع هستند.
پراکتور و همچنین قانون جذب، اغلب مورد انتقاد قرار گرفتهاست زیرا تهدیدی برای افراد است زیرا اظهار میدارد که صرف داشتن یک فکر مداوم در طول زمان، چه برای ثروت و چه برای سلامتی، به واقعیت تبدیل میشود. علاوه بر این، کارشناسان معتقدند که افراد ممکن است به جای درمانهای فیزیکی یا مداخلات پزشکی، تفکر مثبت را انتخاب کنند. هیچ شواهد واضحی از قانون جذب از نظر علمی وجود نداشتهاست، بنابراین یک علم شبه محسوب میشود.
دوره افکار همه چیز است اثر باب پراکتور و گرگ اس. رید، داستانهایی را از برخی افراد خارقالعاده روایت میکند که نه تنها کسبوکارهای موفقی را با استفاده از این مدل به وجود آوردهاند بلکه همزمان تأثیرات مثبت و قابل توجهی نیز بر جوامع خود داشتهاند.
هنگامی که شما برای حل مشکلی یا خدمات رسانی به نیازی، به روشی میاندیشید، ممکن است بخواهید برخی مکانیسمهای امنیتی قانونی مشخصی را منظور کنید. (مانند موارد ثبت اختراع، ثبت علائم تجاری و ثبت حق امتیاز و موافقتنامههای قراردادی) و بخواهید سیستمی را ایجاد کنید که به شما امکان ارائه راهحل یا تولید خدمات بدهد.
در بخشی از دوره افکار همه چیز است میبینیم:
«یکی از مهمترین نقاط ضعف بشر میانگین آشنایی انسان با کلمه ناممکن است.» بهطور قطع، ورنر فرصت فراوانی برای تسلیم شدن در برابر اهدافش داشت؛ زیرا دستیابی به آنها ناممکن به نظر میرسید؛ اما تسلیم نشد. آنچه انگیزه و عزم او را حفظ کرد نگرشی مثبت بود که نپذیرفت از آن دست بردارد؛ حتی زمانی که صعود بسیار دشوار شد. او از تجربهاش درباره کوههای جهان میگوید و به این نتیجه رسیده است که همه چیز به شیوه نگرش بستگی دارد؛ زیرا با یک صعود لذتبخش و موفقیتآمیز در ارتباط است. سه تلاش او برای رسیدن به نوک قله دنالی (کوه مککینلی) مثالی روشن از این ادعاست.
کلمات کلیدی: موفقیت شخصی، موفقیت شغلی، داستان موفقیت، داستان انگیزشی، داستان انگیزشی موفقیت، موفقیت در زندگی شخصی و کاری، حذف افکار منفی، مبارزه با افکار منفی، از بین بردن افکار منفی، تاثیر افکار مثبت در زندگی، تاثیر افکار مثبت و منفی در زندگی، قدرت افکار انسان، نگرش مثبت، موفقیت در کسب و کار، کسب و کار موفق، Thoughts are things، Bob Proctor، Greg S Reid،
همهی ما میتونیم اتفاقاتی که تو زندگیمون میفته رو کنترل کنیم. به بیان سادهتر ما میتونیم زندگیمونو به چیزی تبدیل کنیم که میخوایم. برای اثبات این موضوع میخوام به اتفاقات سال ۱۹۳۷ اشارهای داشته باشم. تو سال ۱۹۳۷ چه اتفاقایی افتاد؟ والت دیزنی اولین کارتون خودشو پخش کرد، پابلو پیکاسو به عنوان یه استعداد شناخته شد، دوازده برج طلایی مشهور ساخته شد و….
اما مهمترین اتفاقی که تو این سال افتاد این بود که ما میتونیم هر کاری رو میخوایم انجام بدیم. این ایده اولین بار از ذهن مبتکر فردی به نام آندرو کارنگی تراوش کرد. کسی که از فقر مطلق به یک ثروت حسابی و بیحد و اندازه رسید. پسربچهی فقیری که در اسکاتلند به دنیا اومده بود و همراه خانواده ش به آمریکا سفر کرده بود تا کاری دست و پا کنن.
اما این مرد در اون زمان به یه بازرگان پولدار و بی نظیر تبدیل شد. کارنگی برای رسیدن به موفقیت و ثروت یه الگوی ثابت داشت و معتقد بود که این نظریه همون چیزیه که باعث موفقیت خیلی از آدمای موفق شده. به گفته کارنگی یه سری کار هست که با پیدا کردن و انجام دادنشون میشه به راحتی به موفقیت و ثروت رسید. به همین خاطر بود که یه خبرنگار به نام ناپلئون هیل از کارنگی خواست تا نظرش رو ثابت کنه.
قرار بود تا ناپلئون هیل برای مصاحبه با صنعت کار بزرگ با کارنگی هم صحبت بشه. این مصاحبه که در سال ۱۹۰۸ انجام شد سه روز و سه شب طول کشید درحالی که قرار بود ظرف سه ساعت تموم بشه. پس از اتمام این مصاحبه کارنگی به ناپلئون هیل پیشنهاد کرد که بیست سال براش رایگان کار کنه تا در عوض با بهترین و موفقترین افراد آشنا کنه تا بتونه الگوی موفقیت شخصی رو پیدا کنه.
مسلماً هرکس دیگهای بود همون اول جا میزد. ولی ناپلئون که مردی قوی و با جربزه و باهوش بود همون اول اینو قبول کرد حتی به کارنگی قول داد که این مأموریت رو تموم کنه. تا قبل از ناپلئون، کارنگی این پیشنهاد رو به ۲۵۰ نفر دیگه هم داده بود ولی جز ناپلئون هیل کسی قبول نکرده بود و اون اولین کسی بود که پیشنهاد کارنگی رو قبول کرد.
کارنگی موقع بیان پیشنهادش به ناپلئون فقط شش ثانیه فرصت داد تا تصمیم بگیره. کارنگی بهتر میدونست که برای این مأموریت چی لازمه و اصلا آدمای دودل رو دوست نداشت.
ناپلئون سریع پیشنهاد رو پذیرفت درست مثل تیری که از کمان به سرعت رها میشه به همون سرعت جواب داد و این یعنی اینکه کارنگی اون آدمی رو که میخواست پیدا کرده بود.
کارنگی هم اولین قدم موفقیت رو برای هیل برداشت و یه نامه خطاب به آدمای موفق و بزرگ نوشت تا ناپلئون بتونه به راحتی باهاشون صحبت کنه و ازشون سوالاتی رو که میخواد بپرسه. این یعنی اینکه ناپلئون میتونست با افراد بزرگی مثل توماس ادیسون، هنری فورد، راکلفرز و الکساندر گراهام بل ملاقات کنه.
شما صاحب سرنوشت خود هستید. شما میتوانید محیط پیرامون خود را تحت تأثیر قرار دهید، آن را هدایت کنید و در کنترل خود درآورید. شما میتوانید زندگی خود را، آنگونه که میخواهید باشد، بسازید. «افکار همهچیز است» نوشته باب پراکتور و گرگ اس.ربد، به شما میگوید که رهبران و افراد خارقالعادهای که موفق بودهاند و توانستهاند در زمینه کاری خود تاثیرگذار باشند چگونه میاندیشیدهاند و میاندیشند. این دوره ، داستانهایی را از برخی افراد خارقالعاده به اشتراک میگذارد که نهتنها کسبوکارهای موفقی را ساختهاند، همزمان تأثیرات مثبت درخور توجهی نیز بر جوامع خود گذاشتهاند. هنگامیکه داستانهای آنها را میخوانید، دفتریادداشتی را کنار خود بگذارید تا بتوانید افکارهایی را که به ذهنتان خطور میکند بنویسید. بخشی از این اثر: افکار انرژی ماندگاری تولید میکند و نتایجی به دست میدهد که زمانی گمان میشد انتقال ناپذیر است. افکار به هر نوآوری و پیشرفتی که بشر از آن خبر دارد منجر شده است. افکار سبب میشود فرد از فرصتهایی که در گذشته از دیدگانش پنهان میماند آگاه شود. گاه آنچه درنتیجه فکر بهوجود میآید، خود عمری جداگانه پیدا خواهد کرد. سرآشپز برونو سراتو یکی از افرادی است که این نظریه را ثابت کرده است؛ هرگاه یک تفکر بالقوه به عمل تبدیل شود، میتواند نتایجی بسیار بزرگتر و دیدنیتر از آنچه صاحب آن فکر در گذشته تصور کرده است به همراه داشته باشد. زمانیکه برونو به ایالاتمتحده آمد فقط دویست دلار در جیب خود داشت. او شغلی نداشت و نمیتوانست انگلیسی صحبت کند؛ ولی به دو زبان فرانسه و ایتالیایی سخن میگفت؛ همچنین او شور و هیجان و عزمی راسخ و تجربهای فراوان در رستورانداری داشت. او با دانش خود، توانست در تشکیلاتی معروف در مقام ظرفشوی آغاز به کار کند و با اخلاق کاریاش کارفرمایش را تحتتأثیر قرار دهد. او بسیار زود ترفیع گرفت. درحالحاضر، برونو مالک و صاحبامتیاز رستوران خانه سفید با شهرتی جهانی است. او با غذاهای اصلی محبوب خود، خدمات ویژه و توجه بسیارش به جزئیات، جایزههای متعددی در صنعت رستورانداری دریافت کرده است.



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.