در چطور گذشته را فراموش کنیم، جول اوستین در مورد فراموشی گذشته و اولین گامی که پس از آن باید برداریم، صحبت می کند.
سال ها پیش به یک ساختمان دولتی رفتم که دو در اتوماتیک داشت. این درها به فاصله 15 متر از یکدیگر طراحی شده بودند.
همین که نزدیک شدم در نخست باز شد، اما به دلیل مسائل امنیتی پس از رد شدن باید صبر می کردم تا کامل پشت سرم بسته شود و سپس در بعدی برایم باز شود.
مادامی که در آستانه در نخست ایستاده بودم، در دوم برایم باز نمی شد.
زندگی نیز در بسیاری از موارد مثل همان درهای اتوماتیک عمل می کند. تا یک گام بر نداری گام بعدی برایت مشخص نمی شود.
باید ناامیدی ها را رها کنی و از شکست ها دست برداری و اجازه دهی درهای پشت سرت کامل بسته شوند.
نمی توانیم گذشته را عوض کنیم، اما می توانیم آینده را با دستان خود و با اختیار خود بسازیم. آنچه که در مقابلت قرار دارد بسیار مهمتر از آنچه که پشت سر نهاده ای، است.
اگر مسیر درست را پیش بگیری مطمئنا آنچه که در آینده بدست خواهی آورد، از آنچه که از دست رفته است شکوهمندتر خواهد بود.
پس دیگر پشت سرت را نگاه نکن. امروز یک روز تازه است. خداوند از تو می خواهد شروعی تازه داشته باشی.




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.